جمعه سی ام آذر ۱۴۰۳
گنج
گنج
هر مسایی (شب) خبر از جَورِِ روان می آید/ هر صباحی(صبح)، غمی از دَور ِ زمان می آید
چهل روز پیش در بیستم آبان ۱۴۰۳ فاجعه ی غم انگیزِ از میان رفتن نابهنگام همکار پژوهشگر، پرسشگر و مصاحبه گر، خانم منصوره قدیری جاوید، ۵۲ ساله، همه ی ما را در حیرت، اندوه و ماتم فرو بُرد. او که همکار بیست ساله ام در خبرگزاری ایرنا بود و یک فرزند پسر به نام ایزد داشت به دلیل اختلاف با شوهرش احمد، ناجوانمردانه توسط ایشان به شکل فجیع به قتل رسید. اینش سزا نبود دل ِ حق گذار او/کز غمگسار خود سخن ناسزا شنید. به مناسبت چهلمین روز کشته شدن خانم جاوید که اهل معرفت، صداقت و محبت بود ذکر سه نکته از سه نویسنده ی بزرگ، خالی از لطف نیست:
الف- گابریل گارسیا مارکِز نویسنده اسپانیایی در کتاب «صد سال تنهایی» در صفحه ۳۴۰ می نویسد که حتا شدیدترین و دیوانه کننده ترین دوستی ها و عشق ها نیز واقعیتی ناپایدار است. همه چیز در اطراف ما در حال تغییر دایم است.
ب - در ۱۷ سال گذشته که خانم جاوید ازدواج کرده بود شاید شوهرش دست کم یکبار به او گفته باشد که دوستش دارد و عاشقش است اما اکنون و با کشتن وحشیانه او به نظر می رسد که دروغ گفته است و به تعبیر امانوئل کانت اندیشمند آلمانی «دروغ از جنس خشونت است بلکه بدترین نوع خشونت است». این خشونت، خانم جاوید و خیلی از خانم های دیگر را در ایران مدفون کرده است.
ج - پائولو کوئیلو نویسنده برزیلی در کتاب «مکتوب» صفحه ۴۸ می گوید «گرچه شاید گنج در منزلتان مدفون شده باشد اما تا به دنبال آن نگردید آن را نخواهید یافت». خانم جاوید گنجی بود که ما دنبال او نگشتیم و او را نیافتیم. سخن در باره ی جاوید که همه ایرنایی ها دوستش داشتند، بسیار است. روحش شاد و یاد و یادگارش (ایزد تنها فرزندش) جاوید باد.
۳۰ آذر ۱۴۰۳
